«روابط خانوادگی در دنیا بسیار پاک و راستین هستند,درست به مانند دوستی حقیقی و واقعی.»
مادر:
در آن هنگام که به این جهان چشم گشودی تو را در آغوش کشید.تو با ناله ها و
شیون هایت مانند فلوت از او قدر دانی کردی.
هنگامی که یک سال بیشتر نداشتی به تو غذا می داد و تو را به حمام می برد.از او
با گریه های شبانه ات قدردانی کردی.
زمانی که دو ساله بودی او به تو راه رفتن می آموخت و تو با فرار کردن هنگامی
که از نگرانی تو را صدا می کرد از او قدردانی کردی.
سه ساله بودی و او تمام وعده های غذایی تو را با عشق آماده می کرد و تو با پرت
کردن ظرف غذایت بر روی زمین از او قدردانی کردی.
وقتی چهار سال داشتی تعدادی مداد رنگی برای نقّاشی به تو داد و تو با رنگ کردن
میز نهارخوری از او تشکر کردی.
در پنج سالگی تو را برای تعطیلات آماده کرد و لباس پوشانید و تو با افتادن در
چاله ای از گل از او قدردانی کردی.
شش ساله بودی که تو را برای رفتن به مدرسه آماده می کرد و تو با فریاد:«من به
مدرسه نمی روم» از او تشکر کردی.
در هفت سالگی برایت یک توپ والیبال خرید و تو با پرت کردن آن به طرف پنجره ی
همسایه از او تشکر کردی.
هنگامی که هشت ساله بودی به تو یک بستنی داد و تو با ریختن تمام آن بر روی
لباسهایت از او تشکر کردی.
در نه سالگی شهریه کلاس موسیقی ات را پرداخت و تو با زحمت تمرین ندادن به خود
از او سپاسگزاری کردی.
هنگامی که ده ساله بودی در تمام طول روز رانندگی می کرد و تو را با ماشینش از
کلاس فوتبال به ژیمناستیک و پس از آن به تولد دوستت می برد و تو در هنگام پیاده
شدن از ماشین,بیرون می پریدی و هرگز به پشت سرت نگاه نمی کردی...
شما خواننده قسمتی از کتاب« قدرت فکر مثبت» از«پراوین ورما» در مورد«راهکارهای طلایی موفقیت نامحدود » بوده اید,برای مشاهده متن کامل « مادر » می توانید به قسمت« صفحات جانبی» وبلاگ مراجعه نمایید و متن کامل را دریافت نمایید
تبلیغات 
