تبلیغات
آرامشی در راستی - حقیقت!

حقیقت!

سه شنبه 12 مرداد 1389 01:54 ق.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

حقیقت یعنی خدا.

خداوند عین حقیقت است.

پس در حقیقت زندگی کن,

تا ببینی همه چیز نیکوست!


برچسب ها: حقیقت! ،
آخرین ویرایش: - -

 
سه شنبه 14 شهریور 1396 07:35 ق.ظ
I used to be able to find good advice from your blog articles.
دوشنبه 5 تیر 1396 07:14 ب.ظ
Thanks for finally talking about >آرامشی در راستی - حقیقت!

<Liked it!
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 04:21 ب.ظ
We are a group of volunteers and starting a brand new scheme in our community.
Your website provided us with useful info to work on. You've performed a
formidable task and our entire group will likely
be grateful to you.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 05:31 ق.ظ
Thanks for one's marvelous posting! I actually enjoyed reading it,
you could be a great author.I will make certain to bookmark your blog and definitely will come back in the future.

I want to encourage yourself to continue your great job, have a
nice day!
یکشنبه 20 فروردین 1396 08:15 ب.ظ
Hey! This is my first visit to your blog! We are a group
of volunteers and starting a new project in a community
in the same niche. Your blog provided us beneficial information to work on. You have
done a marvellous job!
شنبه 13 شهریور 1389 02:36 ب.ظ
به هر حال مرسی از اینکه جواب میدی و اهل بحث هستی, خوب هر کس ممکنه یه نظری داشته یاشه, شاید شما فک کنید که بین زن و مرد تفاوتی قائل نشده, منم نمیگم خدا تفاوت قائل شده, اگه یادت باشه گفتم اینا قراردادیه که ما خودمون بین خودمون رواج دادیم, به نظر من خدا این حرفو نزده, من نظرم اینه که دین ما تحریف شده و بعضی مسائلو زیادی بزرگش کردن!
به هر حال مرسی از جوابت, با آرزوی بهترین چیزا...
شیدا خزائی
خواهش می کنم,آره راست می گید!هر کسی ممکنه یه نظری داشته باشه دیگه!!!
به قول آقا ایمان:«خداوند هر کسی رو به یه طریقی لمس می کنه»و ادامش از قول من: تا از اون طریق به بهترین شکل بتونه درکش کنه و بفهمتش.فک کنم موضوع «موسی و شبان» بتونه راجع به همین چیزی که گفتم صدق بکنه!
من هم سپاسگزارم از بازدیدتون
همیشه شاد,پرقوت وسرشار از موفقیت,آرامش و پیروزی باشید...
جمعه 12 شهریور 1389 11:15 ب.ظ
سیارش جان,من فک می کنم به جای این فکرا و وقت و انرژی که براش صرف می کنیم بیا سعی کنیم تا همین انرژی و وقت رو برا انجام کارهایی صرف کنیم که خدا خوشش می آد,و به قول اعلام های روزانه شیدا جان سعی کنیم لبخند خدا رو به همرامون داشته باشیم. به نظرم در اون وضعیت هر شکل و فکری رو که داشته باشیم خدا قبولمون داره,باز هم این نظر منه که دارم می گم,خدا میخواد که ما آدم های خوبی باشیم و اونو خوشحال نگه داریم حالا تو هر غالب یا هر فکر دیگه ای که می خوایم باشیم اساسش همینه!نظرت چیه؟
جمعه 12 شهریور 1389 05:38 ق.ظ
راستی آقا مهدی و آقا ایمان ممنونم از اینکه نظرات منو میخونین، من به هیچ چیزی معتقد نیستم، من فقط به خدا معتقدم و فک میکنم کاراش بدون دلیل نیست ولی نمی تونم براشون دلیل پیدا کنم، دارم دنبال یه نفر میگردم که یه دلیل بهم بده، البته بعضی جاها فک میکنم واقعا این حرف خدان نیست و خدا این حرفو نزده.
جمعه 12 شهریور 1389 05:35 ق.ظ
منظورم از اینکه حقیقت عقله یعنی اینکه هر چیزی که عقل آدم بگه حقیقت داره، مگه خدا خودش نگفته ما به انسان عقل دادیم تا فکر کنه و تصمیم بگیره؟ خوب عقل من داره میگه دلیلی برای اینکه خانم ها بدنشان را از نامحرم بپوشانند وجود نداره!
اون حرفتونو که گفتین خدا قادر و اگاهه و اینکه جلوتر رو میبینه و اینکه همه هستی و انسان رو با نظم و هماهنگی آفریده قبول دارم.
من فقط بحثم سر عدل خداست، چرا بین زن و مرد تفاوت قائل شده؟
به نظر شما اگه از همون کوچیکی یه چادر میذاشتن سر مردا و زنها مثل مردها لباس میپوشیدن اونوقت همه چی عوض نمیشد؟ به نظرتون اونوقت مرد از اینکه یه زن بدنشو ببینه احساس شرم نمیکرد؟
به نظر من بعضی چیزا قراردادیه که ما بین خودمون رواج دادیم و همش از سر عادته، نظر شما چیه؟
شیدا خزائی
سلام دوست خوبم. خیلی جالبه که تو سرشار از انرژی,قوت و محبتی,و فکری داری که همواره در جستجو ی حقیقته,امیدوارم که بزودی زود بتونی اون رضایت را از دریافت حقیقت واقعی در زندگیت لمس کنی!
حالا جواب سوالت:
آره درسته,خدا به انسان عقل داده تا به بهترین شکل ازش استفاده کنه,هدف از زندگیش رو درک کنه,و به بهترین شکل تصمیم بگیره و عمل کنه.
امّا در عین حال خداوند به ما قدرت انتخاب هم داده ! پس عقل ما نمی تونه خودش عین حقیقت را واقعاً درک کنه . بگه 100% همینه!
چون اگه اینطور بود آدم و حوا,اگه می دونستن چه عواقبی در انتظار عملشون هست هیچ وقت اینکار رو نمی کردن!چون قبل از اون در نهایت عشق و شادی و لذت, در حضور خداوند زندگی می کردند!
پس ما نمی تونیم به عقلمون که یک لحظه یه چیزی می گه و لحظه دیگه یه چیز دیگه متکی بشیم!
اما فکر می کنم اگه بتونیم عقلمون رو طبق دیدگاه خداوند که همیشه محبت,عشق مطلق و خیریت هست فیلتر کنیم,اونوقت هست که می تونیم بهترین و خردمندانه ترین تصمیم رو در حقیقت بگیریم!
راستی سیارش جان به نظر من و طبق همین دیدگاه خداوند بین زن و مرد هیچ تفاوتی قائل نشده!و فکر کنم که جوابشو بتونی از همون فکری که الان فیلتر شده هست بگیری!
باز هم میگم که همه ی این ها فقط از تجربه های درونیه خودمه و هیچ ادعایی از هیچ چیز را نمی کنم,ای چیزی است که تونسته الان بهم کمک کنه!و واقعاً الان اون رضایتِ رو دارم احساس می کنم!
امیدوارم که تونسته باشم اونطوری که باید بهت کمک کنم!
لحظاتت سرشار از آرامش,شادی,برکت,قوت و موفقیت باد...
جمعه 12 شهریور 1389 01:09 ق.ظ
har kas bara khodesh ie aghidei dare,khob siarash jan ham be in shekl moghaiad hastand digeee!
siarash jan age vaghean in matlabi ke migi barat hazm shode hast v ba fekro zehno ghalbet kamelan mache,labod to bayad dar hamin rahet haghighate vagheito lams koni!
khodavand har shakhsio be ie tarighi lams mikone,shayad gharare dar hmin rah v afkaret khodanad biad v ieho ghalbet ro lams kone!
پنجشنبه 11 شهریور 1389 09:05 ب.ظ
بابا آقا سیارش نکنه معتقد به نظریه داروینی هستی؟آره؟
پنجشنبه 11 شهریور 1389 01:16 ق.ظ
اما به نظر من حقیقت عقل است، عقل بعضی جاها با دین مخالف است، و مخالفت با دین مخالفت با خداست! حرف شما در صورتی قبول دارم که واقعا چیزی که در آینه می بینی بهت اثبات بشه، اما وقتی نگاه در آینه و تفکر، خود باعث ایجاد شک و شبه ای جدید میشه باید چیکار کرد؟
من از شما یه سوال میپرسم، من خدایی نکرده نمیخوام خدا و وجود خدا رو زیر سوال ببرما، می خوام از شما بپرسم که چرا خدا در این دنیا عدل را رعایت نکرده؟ چرا بعضی نابینا و فلج آفریده شدند و بعضی سالم؟
مگه این دنیا بر پایه و اساس عدل ساخته نشده، پس چرا بی عدالتی در آفرینش انسان وجود داره؟
شیدا خزائی
دوست عزیزم,اگه میشه بیشتر برام باز کن که حقیقت عقل است یعنی چی؟چون عقل انسانی ما خیلی انسانی فکر می کنه و حقیقت مطلق ورای اون هست!اگه می شه بهم کمک کن تا این مسئله رو بهتر بفهمم!
و اینکه یعنی چی که چیزی رو که در آینه میبینی بهت اثبات بشه؟
اون چیزی را که داری میبینی اون چیزی هست که باید ببینی! البته اگه طبق فاکتور هایی که بهت گفتم ببینی!
اون خودتی!و اون چیزی هست که در درون تو میگذره!چقدر به خودت ایمان داری؟منظورم اینه که چقدر خودت رو میشناسی؟وتوانایی های نامحدودی که در وجودت هست رو کشف کردی و بهش باور داری؟وچقدر به اون نظم و هماهنگی که هست ایمان داری؟مطمئنناً یک آفریننده و مدیری هست که این نظم سر جاشه!
سیارش جان به نظرم خداوند عدل مطلقِ ودر عدالت تصمیم می گیره!.ذهن انسانی ما خیلی محدوده و فقط در محدوده فکر انسانی ما می چرخه,امّا مطمئن باش که هیچ چیزی بی حکمت نیست.نمی دونیم شاید اون کسی که نابینا یا فلج هست اگر بینا و یا سالم بود ممکن بود که باعث خیلی از چیز ها می شد که باز هم ما از اون بی خبریم و یا شاید همون شخص باید به بهترین شکل ممکن در همون وضعیتی که هست باعث بنا و قوت خیلی از آدما بشه یا شاید باید در جایی باعث جاری شدن شفا ی خداوند و بزرگی و جلال اون بشه!
خداوند پیش دان هست و خیلی جلو تر رو میبینه که ما حتی قادر به فهمشم نیستیم.خداوند عشق و محبت مطلقِ.و به بهترین شکل و طبق خیریت ما برای ما تصمیم می گیره!و عین عدالت در زندگی ما عمل میکنه!اگه چیزی رو میگیره مطمئنا!می خواد تا چیز خیلی بهتری رو بده!
امیدوارم تونسته باشم بهت کمک کنم!
لحظاتت به آرامش وشادی, و زمانت سرشار از برکت ومحبت خداوندی...
چهارشنبه 10 شهریور 1389 08:50 ب.ظ
merci az in matlabe ziba,kutah ama sarshar az mohtava.
v baz ham merci bara javabe beciar zibaii ke dar mored soale siarash jan neveshtin ke chizaie khube digei ham tush yad gereftam,albatte ba nazare elham khanom ham movafegham.
Chashmha ra bayad shost jure digar bayad did.
شیدا خزائی
مرسی دوست خوبم,لطف داری...
پیروز و موفق باشی.
چهارشنبه 10 شهریور 1389 03:56 ب.ظ
salam,matalebetun kheili ziba hastan.merci
rasti soale siarash soale man ham hast!
javabetun taghriban baram ghane konande bud.vali omidvaram ke betunam darkesh konam v be kar bebaramesh.onvaght khodaiish cheghad hamechi avaz mishe!
چهارشنبه 10 شهریور 1389 02:41 ب.ظ
ببخشیدنصفه اومد-شما آدم پرانرزی هستی ودوست داری فکرکنی وحقیقت راکشف کنی ازخدابخواه تابرات بازکنه موفق باشی
چهارشنبه 10 شهریور 1389 02:34 ب.ظ
داداش گلم سیارش:کافیه بخوای این حقیقت رو تجربه کنی چشمها روبایدشست جوردیگر بایددید ازنظراتت متوجه شدم آدم
چهارشنبه 10 شهریور 1389 03:59 ق.ظ
از کجا بدونیم که این حقیقت واقعا حقیقته؟
شیدا خزائی
دوست خوبم,سوال خیلی جالبی پرسیدی!بستگی داره حقیقت از نظر تو چطور معنی شه!به نظر من حقیقت یعنی سفیدی مطلق,که ذره ای لکه و سیاهی نمی تونه در اون قرار بگیره ,چون اونوقت دیگه سفیدی مطلق نیست.
زندگی در حقیقت,یعنی جایی که فکر خداوند می شه سرمشق افکار ما,یعنی جایی که,تصمیم می گیریم و طبق فاکتور های اون به قضیه نگاه می کنیم و در اون عمل می کنیم.جایی که در هر لحظه از عملمون لبخند و رضایت خداوند را داریم.
به نظرم تشخیص این حقیقت می تونه خیلی راحت باشه!فقط کافیه بری جلوی آینه و به خودت و افکارت توجه کنی!تنها برای چند دقیقه!
اونوقت می بینی که چقدر داری در حقیقت واقعی زندگی میکنی!
کافیه که چشمانت رو به روی این حقیقت باز کنی,تا آرامش حضور این حقیقت را در زندگیت تجربه کنی!
دوست عزیزم ,من اصلاً اهل نصیحت و پند و اندرز و این جور کارها نیستم.این فقط یک تجربه درونی خودم بود که بهم کمک کرد تا دیدم عوض شه!
امیدوارم که تجربه ی من تونسته باشه در جواب سوالت بهت کمک کنه!
در حقیقت همیشه شاد,پیروز و موفق باشی...
شنبه 16 مرداد 1389 12:42 ق.ظ
ajab matalebi,koli enerjy mosbat gereftam.omidvaram modat tasir gojarish ruie man tulani modat bashe.merci az zahamatetun.
شیدا خزائی
خدا رو شکر .خیلی خوشحالم که مطالب می تونن تاثیر گذار باشن.من هم امیدوارم که همینطور باشه.
همیشه شاد و سرشار از انرژی آرامش بخش خداوند باشید.
سه شنبه 12 مرداد 1389 02:08 ق.ظ
mer30
سه شنبه 12 مرداد 1389 02:07 ق.ظ
merci az matalebe khubetun.
سه شنبه 12 مرداد 1389 02:06 ق.ظ
vaghean mamnunam az weblogetun vaghti matalebesho mikhunam ehsase nazdiki ba khoda ra daram.vaghean merci
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر