تبلیغات
آرامشی در راستی - اعتماد به نفس و خود باوری

اعتماد به نفس و خودباوری:

 

 چگونه با تکنولوژی فکر با خود ملاقات کنیم و عالی ترین

  اعتمادبنفس را به دست آوریم؟

                           (دکتر علیرضا آزمندیان)

  قسمت اول:

 

 «در  ازل  پرتو  حسنت  زتجلی  دم  زد                عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

 جلوه ای کرد رخت,دید ملک عشق نداشت       عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد»

                                                                                              «حافظ»

 * انسان پدیده زیبایی است که از عالی ترین مقام در جهان هستی برخوردار است و  سرآمد همه کائنات به حساب آمده است.تمام موفقیت او به شناخت این مقام و  منزلت که آن را عزت نفس می گویند,بستگی دارد.عزت نفس,یک احساس است و  آن احساسی است که آدمی از خود دارد و آن بدین معنی است که چقدر خود را  دوست دارد و چقدر برای خود ارزش و احترام قائل است.

 عزت نفس اولین ایستگاه موفقیت شماست.تمام شخصیت شما در راستای عزت نفس  شما شکل می گیرد.عزت نفس,پیش نیاز اعتماد به نفس است.زیرا که اعتماد به نفس  بروز و ظهور عزت نفس یک انسان در دنیای بیرون اوست.مفهوم و معنای عزت نفس در واقع این است که هر انسانی در دنیای تنهایی خود چقدر برای خود بها و ارزش قائل است,چقدر خود را عزیز می شمارد.احساس عزت و بزرگی و خودباوری انسان همان عزت نفس است.حال در این لحظه شما به من بگویید که چه احساسی از خود دارید؟چقدر احساس عظمت و بزرگی در وجود خود می کنید؟تمام موفقیت های انسان در کار و زندگی دقیقا به این احساس بستگی دارد.

مسئله عزت نفس دقیقا مسئله خود شناسی است.انسانهایی که تصور خوب و درستی از خود ندارند,نمی توانند عزت نفس و در نتیجه اعتماد به نفس خوبی داشته باشند.حال سوال این است که چگونه بایستی این شناخت را به درستی بدست آوریم.اگر شما یک لحظه به حقیقت آفرینش خود نظر کنید در میابید که  از چه جایگاه ویژه ای به نام انسان برخوردار هستید و چگونه در منظر و محضر خدای رحمان تعریف شده اید.

برای روشن تر شدن این موضوع یک بار دیگر به داستان آفرینش خود توجه کنید.

خدای رحمان پس از آفرینش آسمانها,زمین,حیوانات,گیاهان,دریاها و ماهی ها,اراده کرد تا پدیده متفاوتی بیافریند به نام انسان که اشرف مخلوقاتش باشد و سرآمد کائنات به حساب آید.خداوند اراده کرد که آیینه ای بیافریند تا جلوه زیبای خود را در این آیینه ببیند.در این راستا با دست مبارکش انسان را خلق کرد و آنگاه که فکر و ضمیر ناخودآگاه,این کامپیوتر قدرتمند درون را در او تعبیه کرد احساس کرد که این پدیده با تعامل فکر و ضمیر ناخودآگاه خود هر کاری اراده کند می تواند انجام بدهد و لذا خدای رحمان با دنیایی از عشق نسبت به چنین پدیدهای,از روح خود در او دمید و بعد بر خود آفرین گفت؛این جمله را خدای کریم در مورد هیچ یک از کائناتش نگفت مگر انسان و این خود مبیّن عنایت و توجه ویژه ذات احدیّت اوست نسبت به انسان و مایه مباهات و افتخار انسان است که خدای رحمان چنین مقام عظیمی برای او قائل شده است.

از سوی دیگر خداوند تبارک و تعالی آنچنان خود را نسبت به انسان نزدیک کرد که به او گفت:«من از رگ گردن به تو نزدیک ترم و هرچه می خواهی از من بخواه و من اجابت می کنم».و آنگاه خداوند فرمود که من همه آسمان و زمین را به تسخیر تو در آوردم.

با توجه به جایگاه رفیع و ویژه انسان در نزد خدای رحمان,به نظر می رسد که در این دنیا این رسالت را دارد که بزرگی کند و خداگونه زندگی کند,بیندیشد و خلق کند,تمام مسائل زندگی خود را در نهایت قدرت و توانمندی عالی حل کند و از مواهب الهی به نحو احسن استفاده کند و از لحظه لحظه زندگیش لذت ببرد.

در راستای این مقام و منزلت انسان,هر گونه ناباوری,بی هویتی,بی شخصیتی,یاس و ناامیدی,فقر و ناتوانی,افسردگی و غم و تنهایی,همه و همه با مقام و منزلت و شکوه و قدرت آدمی منافات دارد و انسان به عنوان اشرف مخلوقات و مسجود فرشتگان خدا و عامل مباهات او نباید خود را باور نداشته و بد زندگی کند.

کافیست که شما در همین لحظه به این همه زیبایی وجود خود نکاه کنید و جایگاه خود را در جهان هستی بیابید و به مقام و منزلت عظیم خود پی ببرید و احساس عزت کنید و احساس کنید که چقدر خدای رحمان شما را دوست دارد و می خواهد که شما به عنوان اشرف مخلوقات او در همه کارها موفق و پیروز  شوید و بدرخشید و زیبا زندگی کنید.

قطعا چنین احساسی به شما عزت نفس می دهد و شما خود را باور می کنید, اینکه شما که هستید و چه مقام و منزلتی دارید احساسی که اینک از خود دارید نامش عزت نفس است.عزت نفس شاخص خودباوری انسان است.عزت نفس زیربنای اعتماد به نفس است.

اعتماد به نفس اولین ایستگاه حرکتهای موفقیت آمیز در عرصه زندگی است.اعتماد به نفس شاخص شجاعت و قدرت ابراز و جود است.اعتماد به نفس توانمندی یک فرد را در عرصه زندگی و مواجه با مسائل نشان می دهد.اعتمادبه نفس در انسان قاطعیت می آورد.

اعتماد به نفس به آدمی شکوه می بخشد.اعتماد به نفس یک انسان را از بقیه افراد متمایز می سازد.اعتماد به نفس پیش نیاز ارتباطات زیبا و پرحاصل انسان هاست .

انسانهایی که اعتماد به نفسی عالی دارند,اگر آن را با تواضع و لبخند ترکیب کنند از خود چهره ای شاداب,جذاب و محبوب می سازند.

اعتماد به نفس عامل رشد و ارتقا انسان است.اعتمادبه نفس زیر بنای ساختمان باورهای یک انسان است.زیرا هر باوری از باور از خود شروع می شود.

پس ای انسانها خود را باور کنید که دنیا و آخرت شما در گرو همین ویژگی شماست.خود را باور کنید تا همه جهان هستی شما را باور کند.خود را باور کنید تا دنیا و مظاهر زیبایش برشما لبخند زند و همه چیز بر وفق مراد شما شود.خود را باور کنید تا انسانهای دیگر هم شما را باور کنند.

«اگر می خواهید ببینید که دیگران چه احساس و باوری از شما دارند کافیست ببینید که خودتان نسبت به خود چه احساس و باوری دارید و مطمئن باشید که دیگران هم همین احساس و باور را نسبت به شما خواهند داشت.»

اینک که به نقش و جایگاه اعتماد به نفس در عرصه های موفقیتهای انسان پی بردهایم؛حال ببینیم که چگونه می توان اعتماد به نفس بالایی را در خود به وجود آوریم تا در همه ی عرصه های زندگی موفق شویم.

انسانی که عزت نفس خود را تعریف کند و به احساس زیبایی که عشق الهی در آفرینش نشات گرفته است برسد,در این صورت با عزت نفس خودآمادگی خواهد داشت تا زیربنای باورهای خود را که «اعتماد به نفس»است,عالی بسازد.از انجایی که سازنده نظام باور ها در وجود انسان همان ضمیر نا خودآگاه است لذا می توان گفت که اعتماد به نفس در انسان توسط ضمیر ناخودآگاه ساخته می شود و یقیناً استواری این ساختار بستگی به آن داردکه چگونه این ضمیر را عالی هدایت کنیم تا هر لحظه به ساختن زیربنای نظام باورها اقدام کند.

ضمیر ناخودآگاه نه تنها تمام اطلاعات را از محیط اطراف شما می گیرد و پردازش می کند و باور و روحیه می سازد,بلکه هر رشته فکری و هر توجه و اندیشه شما را به عنوان یک عامل ورودی به صورت یک سیگنال قوی و قدرتمند دریافت می کند و مورد ارزیابی و پردازش قرار می دهد و حاصل پردازش این سیگنال می تواند بعنوان یک عنصر تشکیل دهنده روحیه و باور,بر پیکره نظام روحیه و باورها و اعتماد به نفس شما نقش بگیرد.

بطور مثال یک تشویق از سوی پدر و مادر و یا معلم و یا رئیس می تواند دنیایی از اعتماد به نفس را در شما بسازد و در مقابل,یک تنبیه و تحقیر از سوی آنها می تواند بخشی از از نظام باور های شما تخریب کند و شما اعتماد به نفس خود را از دست بدهید.

لحظه لحظه های انیشه و توجه,خود عاملی در ساختن اعتماد به نفس انسان است.مثلاً آنجا که انسانس به خود می اندیشد و از خود می پرسد من کیستم؟ و در جواب با احساس خوبی از خود را دارد می گوید:

من جانشین خداوند روی کره ی زمین هستم و می اندیشم و خلق می کنم ,اراده میکنم و بدست می آورم و خلاصه من در راستای یک تحول با تکنولوژی فکر ,انسان زیبای دیگری شده ام.انسانی ارام,توانمند,عاشق,خود شکوفا,با شخصیتی خداگونه,با باور های عالی عانسانی که زندگی را طراحی و مدیریت می کند,زیبا ارتباط برقرار می کندو دیگران او را به عنوان یک انسان قاطع و مصمم و با اراده دوست دارند و به او عشق می ورزند.

چنین انسانی با چنین توجهی به خود باعث می شود که خود به خود ضمیر ناخودآگاه در او اعتماد به نفسی عالی بسازد.

هر توجهی که به خود می کند یعنی یک اندیشه و این اندیشه,خود یک سیگنال قدرتمند به ضمیر ناخودآگاه است که پردازش می شود و در انسان باور و اعتماد به نفس می سازد.

با استفاده از این شیوه برنامه ریزی کردن ضمیر ناخودآگاه و تولید توجه و اندیشه در کارگاه ذهن به عنوان سیگنالهای سازنده باور,اصولی را به عنوان اصول سی گانه اعتماد به نفس طراحی کردهایم که اینک شما می توانید با هر توجهی به این اصول بطور ناخودآگاه در خود ایجاد اعتماد به نفس کنید.

اصول زیر را لطفاً با خط خوب و زیبا بنویسید و یا تایپ کنید و در جا های مختلف محل زندگی و دید خود قرار بدهید زیرا هر بار نگاه کردن و خواندن این اصول یک سیگنال قدرتمند به ضمیر ناخودآگاه است که به طور ناخودآگاه اعتماد به نفسی عالی در شما می سازد.

             اصول سی گانه اعتماد به نفس

 

اصل اول:یاد و اعتماد و اتکال به قدرت و یاری خدای رحمان

 

این از مهم ترین اصول ایجاد اعتماد به نفس لحظه به لحظه در انسان است.زیرا انسان پدیده ایست که هرگاه احساس کند که تنهاست و به جایی تکیه ندارد,نگران می شود و روحیه اش افسرده و مضطرب میگردد و اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و در مقابل انجا که به کسی یا چیزی به ویژه از نظر روحی روانی تکیه دارد,احساس آرامش و اعتماد به نفس می کند.حال اگر چنین تکیه گاهی برای انسان,ذات مقدس پروردگار بزرگ باشد,مسلم است که چنین انسانی چقدر آرام و مطمئن و صاحب اعتماد به نفس خواهد شد.

و خداوند رحمان زیباترین وجودی است که یقیناً می تواند استوارترین و پایدار ترین تکیه گاه او باشد و آنجا  که انسانی بر او تکیه می کند,به او امیدوار می شود وبه او توکل می کند,از دنیایی از آرامش و اعتماد به نفس برخوردار شده و با شخصیتی خداگونه زیباترین و آرام ترین  زندگی را برای خود خلق می کند.

بخصوص آنجا که انسانی ایمان واقعی دارد که خداوند از رگ گردن به او نزدیک تر است  وخداوند بنده شایسته,خوب و متحول شده خود را از هرگونه گزندی در امان نگه میدارد و در عرصه زندگی از او دفاع می کند,همین احساس که در هر لحظه زیر چتر حمایت بی دریغ خدای رحمان است,چنین انسانی در دنیایی از آرامش و اعتماد به نفس زندگی خواهد کرد.

انسانی که بتواند در هر لحظه در ذهن خود به یاد چنین احساس زیبایی باشد,این خود یک اندیشه زیباست که به صورت سیگنالی قدرتمند در ضمیر نا خودآگاه وارد شده و حاصلش روحیه ای زیبا,باوری زیبا و اعتماد به نفسی زیبا خواهد شد.

 

اصل دوم:خود هوشیاری,خود بیداری و اشراف لحظه به لحظه

به خود self conciousness

 

این اصل مهمترین و موثرترین اصل و تکنولوژی فکر و اعتماد به نفس است.این اصل از حقیقتی پرده بر میدارد که دقیقاً اشراف لحظه به لحظه به خود است.انسانی که هر لحظه بر خود نظر می کند و بر ضمیر باطنش القا می کند که او دیگر آدم سابق نیست و خود را به اذن خداوند از نو خلق کرده است,او دیگر باورهای منفی سابق را ندارد.

این اصل به شما می گوید که تو دیگر انسان سابق نیستی.تو انسان دیگری شده ای آینده تو دیگر هیچ شباهتی به گذشته های ناکام تو ندارد.همه چیز در دنیای تو به گونه ای دیگر شده است.انسانی که متحول شده و به دنیایی از آرامش رسیده است.انسانی که به شخصیتی خداگونه رسیده است.انسانی که به طراحی و مدیریت یک زندگی زیبا پرداخته است.انسانی که دیگر,باری به هر جهت زندگی نمی کند.انسانی که می ادیشد و خلق می کند.انسانی که بنده ی شایسته خدای رحمان شده است.و تمام ویژگی های این انسان متحول شده,هر لحظه در جلو چشمان زیبایش می درخشد و در او روحیه,امید,باور,شخصیت و اعتماد به نفس ایجاد می کند.

از آسمان عشق به دریا رسیده است                   انسان دیگری که به فردا رسیده است

برخیز تا طلیعه  خورشید  سر  زند                     صبح  سپیده  آه,چه  زیبا  رسیده  است

در ساحت  معظم   پروردگار  مهر                      گلواژه  سبز  و  شکوفا  رسیده  است

از انزوا به وسعت پرواز  می رسیم                     گویی به خاک خفته مسیحا رسیده است

                                                                                           «انیس حاجی پور»

 

   علت اینکه این اصل مهم ترین اصل تکنولوژی فکر است این است که اصولاً انسانها تحوّل را خود,در و جودشان ایجاد می کنند.و اصولاً تکنولوژی فکر یک حرکت لحظه به لحظه نرم افزاری و برنامه ریزی کردن(پروگرام کردن) یا برنامه نویسی در ضمیر نا خودآگاه انسان است.این کار لازمه اش اشراف  و آگاهی لحظه به لحظه به خود است.در این رابطه اجازه بدهید به بیان یک تئوری بپردازیم به نام «تئوری غفلت و هوشیاری»

 

تئوری غفلت و هوشیاری:

اصولاً انسانها دو دسته اند.پاره ای از انسانها در دنیایی از غفلت و بی خبری از خود زندگی می کنند.چنین انسانهایی هرگز توجه درستی به خود ندارند.نمی دانن کیستند و چه می کنند و به کجا می روند. در زندگی خود هیچ برنامه ای ندارند.باری به هر جهت زندگی می کنند ومطلقاً آینده خود را طراحی نمی کنند.هیچ رویارویی در سر ندارند.می گویند هرچه پیش آید خوش آید. چنین انسانهایی اعتمائی لر نفس خود ندارند.خود را باور ندارند و برای خود ارزشی قائل نیستند.معمولاً پی در پی مریض می شوند.اندیشه های بیمارگونه و یاًس آور دارند.ارتباط درستی با انسانها ندارند.منزوی هستند و ناکام زندگی می کنند.روحیه خوبی ندارند و از جمع فرار می کنند. در مقابل مسائل و مشکلات زندگی خیلی زود خود را می بازند و نا امید می شوند.اینها همان انسانهای نوع2 هستند که در سیستم تکنولوژی فکر آنها را به عنوان انسانهایی که در دنیای غفلت زندگی میکنند دسته بندی کرده ایم.

نقطه مقابل چنین انسانهایی که در دنیایی از غفلت زندگی می کنند,دنیای زیبای شما انسان متحول شده تکنولوژی فکر است.دنیای انسانی  که در کمال هشیاریزندگی می کند.چنین انیانی در هر لحظه متوجه حضور قدرتمند خود در جهان هستی و در عرصه زندگی است.چنین انسانی مرتب از خود سوال می کند,من کیستم؟کجایم؟و چه می کنم؟چنین انسانی مرتب زندگی خود را مورد ارزیابی قرار می دهد  و از خود سوال می کند,آیا  راه درستی را در زندگی می روم؟آیا یا درست می اندیشم؟یا درست قضاوت می کنم؟آیا در زندگیم هدف دارم؟آیا اهداف آیندهام برایم کاملاً روشن است؟آیا برای رسیدن به اهدافم هر روز تلاش می کنم؟آیا من انسان موفقی هستم؟آیا خود را درست باور دارم؟آیا میزان اعتماد به نفس من در حد خوب و قابل قبول است؟

چنین انسانی انسان نوع1 است که در دنیایی از خودآگاهی و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود زندگی می کند.شما با خواندن این مطالب در همه عرصه های حیات خود دگرگونی ایجاد خواهید کرد و باید بدانید که انسانی هستید که به اصل هشیاری خود هر لحظه توجه دارید و اصولاً براین باور هستید که در دنیای شما اتفاقی افتاده است و شما دیگر آن آدم سابق نیستید.

همه چیز در دنیای شما به گونه ای دیگر است.شما در فرایند خلق آینده ای هستید که چه بسا دیگر هیچ شباهتی به گذشته ها ی ناگوار شما ندارد.شما مرتب به خود می گویید:

خداحافظ ای گذشته ها و سلام ای آینده ی زیبای من.

آری شما«انسان زیبای دیگری» شده اید و این معنا را هر لحظه به ضمیر ناخودآگاه خود القا می کنید که آری در دنیای من اتفاق بزرگی افتاده است و اینک انسان زیبای دیگری در عرصه حیات فرماندهی می کند و این شمایید.

انسانی زیبا,متعالی,عاشق با دنیایی از عشق در دل,انسانی با دنیایی از اعتمادبه نفس و خودباوری,انسانی موحد,متدین,آرام,با شخصیت خداگونه,زیبااندیش,زیبانگر,سالم,محبوب,با روحیه ای بسیار شاد و شادی آفرین و هزاران معنای زیبای دیگر...

و این معنای اصل خودهوشیاری و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود است.و این احساس لحظه به لحظه شما نسبت به خودتان  است.آفرین بر شما!

 یک انسان خود هوشیار مانند یک انسان روزه دار است که در هر لحظه می داند که  روزه است و میداند که مورد توجه خداوند است.میداند که یک سری کارها را که  شاید دیگران می کنند او نباید بکند.همواره بر خود اشراف و بصیرت دارد.

 

 این احساس زیبا را در هر لحظه حس کن و خدایت را سپاس بگو  که این گونه تو را در مسیر هدایت قرار داده است. آری تو با  دنیایی از اعتماد به نفس و خود باوری,آینده ای را خلق خواهی  کرد آینده یک انسان متعالی که در هر لحظه به خود توجه دارد و  حضور خدای رحمان را در قلبش حس می کند.

 خوشا به سعادت تو که این گونه مورد توجه و عنایت خداوند

 قرار گرفته ای.

        ادامه دارد...