تبلیغات
آرامشی در راستی

اعلام مثبت روزانه!

دوشنبه 6 بهمن 1393 02:08 ق.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

اعلام امروز من!

خداوندا

امروز من با تمامیت سرشار از ایمان,آرامش,عشق,شادی,محبت,صلح و دوستی, و برکت هستم.

ای خدای مهربان من!

تو از کودکی با من بوده و از تمام اسرار و خفایای دل من آگاه هستی!

امروز عاشقانه روزم را به تو تقدیم می کنم که بهترین مدیر,مدبر و برنامه ریز در تمامی جهان هستی.

شکرت می کنم برای تمامی نشانه ها و افرادی که برای بنا ی من و خیریت من در زندگی من قرار دادی چرا که می دانم همیشه بهترین ها را برایم می خواهی!

طول و عرض و عمق افکار تو خارج از محدوده ی افکار انسانی من است...!

براستی که تو خدای محبت و عشق مطلق در تمامی هستی,هستی...!

ای سرور تمام کائنات!در من عمل نما چرا که امروز می خواهم تا هرچه بیشتر

در رضایت تو زندگی نمایم, و با زندگی در محبت تو تأثیر گذاری عجیبی را در تمامی کائنات بوجود بیاورم و لبخند زیبا و سرشار از محبتت را در تمامی روز به همراه داشته باشم.

آمین,ای خدای محبت و راستی!


برچسب ها: اعلام امروز من! ، اعلام مثبت روزانه! ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 6 بهمن 1393 07:23 ب.ظ

 

مدیریت وقت و زمان بندی!(براین تریسی)

شنبه 3 اردیبهشت 1390 11:00 ب.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

مدیریت وقت و زمان بندی:« دکتر براین تریسی»

هنگامی که هدف خود را به روشنی معلوم کرده اید و در موارد اجرایی آن تصمیم قطعی گرفتید,گام بعدی در جامه ی عمل پوشاندن به هدفتان مدیریت موثر و زمان بندی مناسب است.همان طور که می ئانیم,همه افراد موفق,وقت خود را به خوبی و درستی صرف می کنند.همه ی برندگان,وقت خود را عاقلانه صرف می کنند.همه بازندگان وقت و نیروی خود را بیهوده تلف می کنند.

از نکات بسیار مهم آن است که برای هدف خود طرح و برنامه روشن ومبتنی بر جزئیات داشته باشیم.

از نکات بسیار مهم آن است که هر روز قبل از شروع کار فهرست تهیه کنید,بدین ترتیب ذهن نیمه هوشیار,شب هنگام روی آن کار می کند.مواد لازم را سازمان می دهد,و جواب ها و راه حل های مشکلات و موانع را پیدا می کند.صبح که کار را شروع می کنید از انجام کارهایی که در فهرست نیست,خودداری کنید.خ.د را موظف کنید از کلیه وظایف و تکالیف جدید فهرستی تهیه کنید.

تهیه فهرست دارای دو فایده است:نخست این که سراسر روز احساس سامان بافتگی بیشتری می کنید؛نسبت یه خود احساس بهتری دارید و در نتیجه,کار بیشتری انجام می دهید.دوم,در پایان روز وقتی می بینید,در نتیجه کاربرد فهرست,همه کارهای مختلفی که داشتید به انجام رسیده است,احساس پیشرفت و موفقیت به شما دست می دهد.حس می کنید بر کارها مسلط هستید و کنترل زندگی خویش را در دست دارید.

 نکته ظریف درباره مدیریت موثر وقت آن است که فهرست خود را بر حسب تقدم امور,تهیه کنید.قانون هشتاد درصد/بیست درصد را که بوسیله ویل فراتو پارتو «vill Frato Parto»در سال 1895 تدوین گردیده است مورد استفاده قرار دهید.طبق این قانون,هشتاد درصد ارزش هر فهرست کاری در بیست درصد کارهای مزبور گنجانده شده است.

این پرسش را که در مدیریت موثر وقت دارای اهمیت بسیا زیادی است از خود بکنید.«در حال حاضر چگونه می توانم از وقتم,حداکثر استفاده را بکنم؟» هنگامی که بتاید از بین دو کار «الف» یا«ب» یکی را انتخاب کنید از خود بپرسد:«در حال حاضر,چگونه می توانم حداکثر استفاده را از وقتم بکنم؟» و کاری را بکنید که در انجام آن حد اکثر استفاده از وقت شما به عمل آید.در غیر این صورت,زندگی و وقت شما تلف خواهد شد.

همه مدیران بزرگ,کلیه زنان و مردان موفق,همیشه فکر خود را به این نکته متمرکز می کنند که چگونه حداکثر استفاده را از وقت خود بکنند.زیرا می دانند,هیچ وقت برای همه کارها وقت کافی نیست,ولس همواره برای انجام کارهای همه,وقت کافی وجود دارد.

در مدیریت موثر وقت که پایه و اساس همه موفقیت های بزرگ است,تمرکز به روی انجام یک کار واحد است,بدین معنی که باید خود را در آن واحد به روی انجام یک کار متمرکز کنیم و تا کار انجام نشده,دست از کوشش بر نداریم.

پیتر کروکر«Peter druker»در کتاب خود به نام«مدیران لایق»می گوید:مدیران لایق,کارها را بر حسب تقدم انجام می دهند و تا کاری انجام نشده دست از کار نمی کشند.

مخدیران نالایق,فهرست تقدم کارها را تهیه می کنند ولی مرتباً آن را بر می دارند و بر زمین می گذارند.کاری را شروع می کنند و نیمه کاره رها می کنند.بدین ترتیب وقت بیشتری صرف می کنند تا کاری را انجام دهند.

بنابراین سعی کنید فرصتی بدست بیاورید,فهرست تقدم کارها را تهیه کنید و کارها را یک به یک شروع کنید و تا یکی را کاملاً انجام نداده اید دست از کوشش بر ندارید.اگر کارها را یک به یک انجام دهید,در مدت یک روز می توانید به انداره پنج روز دیگران,کار انجام دهید.

اگر می خواهید در بین همکاران بدرخشید,یکی از آسان ترین و سریع ترین راه های انجام آن,این است که وقتی کاری به شما ارجاع می شود,بلادرنگ شروع به انجامش بنمایید.به خود بگویید:

«همین الان انجامش بده!همین الان انجامش بده!»اطمینان داشته باشید وقتی مسئولیت های مهم تری پیش می آید,رئیس شما که می خواهد کارها به فوریت انجام شود,سراغ کسی می رود که می داند کارها را با سرعت ودقت انجام می دهد.طبعاً به چنین کسی,در مقام مقایسه با کسی که کارها را به فردا می اندازد,حقوق بیشتری پرداخت می کنند و احترام بیشتری برایش قائل هستند.

اگر بخواهیم در کسی که می خواهد در دنیای تجارت به موفقیت برسد,تنها یک صفت اختصاصی به وجود بیاوریم,آن صفت تمرکز فکر به روی امور مهم,خواهد بود؛حس مهم تلقی کردن کارها؛انجام فوری کارها؛ادامه به کار و پرهیز از تأخیر و پشت گوش انداختن امور.

وقتی که شروع به تعیین هدف می کنید-هر چند ممکن است خوشایند نباشد-انتظار ناکامی,تأخیر و عدم موفقیت را ممکن است داشته باشید.پس تصمیم جدی و مصمم بگیرید تا بر ناکامی های موقت خود پیروز نشده اید پایداری کنید و به راه خود ادامه بدهید.همواره به هدف خود بیندیشید؛درباره آن فکر کنید؛آن را مد نظر داشته باشید و بدین وسیله ثبات قدم خود را حفظ کنید.

می گویند:«وقتی مشکلات را میبینید که چشم از هدف خود بردارید»و این گفته ی مهمی است.به خاطر داشته باشید که ذهن هوشیار در آن واحد,فقط یک فکر را می تواند در خود نگه دارد,مثبت یا منفی .و هدف فکر مثبتی است.بدون توجه به اتفاقاتی که در اطرافیان می گذرد,فکر خود را به روی هدفتان متمرکز کنید.نگرانی های جزئی مانند جریمه های رانندگی و فشارهای روحی دیگر که سایر مردم  را رنج می دهد,نمی توانند آسایش شما را بر هم بزنند.

هدف تعیین کردن را پیشه خود سازید.فکر کردن دائمی درباره ی هدف ها,ما را از ساحل امن خویش دور می کند,خود پنداری ما را ارتقا می بخشد,ما را در جهت عملکرد های عالی و بهره وری از استعدادهای ذاتی خویش بهد عنوان یک انسان هدایت می کند.

                                 «دکتر براین تریسی»


برچسب ها: مدیریت وقت و زمان بندی! ، دکتر براین تریسی ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 8 خرداد 1390 05:30 ب.ظ

 

امروز مهم است!

جمعه 2 اردیبهشت 1390 12:01 ق.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

امروز مهم است!

نقطه شروع اینجاست!

«یک درخت هرچند هم که بزرگ باشد با یک دانه آغاز می شود,طولانی ترین سفرها با اولین قدم»                      ( لائوتسه)

                                

ما در جایی ایستاده ایم که اندیشه ها وکنش های چند ساله گذشته ما برایمان رقم زده اندو تمام آنچه در ده یا بیست سال آینده تجربه خواهیم کرد تحت تأثیر آن چیزیست که امروز رقم می زنیم.دوستها,خانواده,شغل,موجودی بانکی,محل زندگی,همه و همه با انتخاب امروز ما شکل خواهد گرفت.

زندگی,فرایند ساختن است آنچه امروز انجام می دهید بر آنچه فردا خواهید داشت تأثیر می گذارد,زندگی در یک محوطه بسته بیست وچهار ساعته اتفاق نمی افتد.

نتیجه ی فردا,ثمره ی تلاش امروز است.

ترک یک عادت ناشایست,گذراندن ساعتی در کنار خانواده,تعیین اهداف,پس انداز پول یا خرج کردن آن,ورزش کردن,وسعت بخشیدن به دامنه ذهن و هر تصمیم دیگری که امروز می گیرید بر فردای شما تأثیر خواهد داشت.

خیلی ها غافل از آن هستند که مهم آن چیزی ست که امروز انجام می دهیم,شما می توانید چند صباحی را کج دار مریز و بی خیال بگریزید,امّا یا زود باید حساب پس بدهید.می توانید صورتحساب ها را نپردازید,سزکار نروید و مشکلاتتان را به دوش این و آن بیندازید,امّا فقط یکی دو ماه,و بعد یک روز دیوار ها فرو می ریزد و شما هاج و واج و حیران می مانید که چرا دیگر کار برایتان جالب نیست,چرا پولی در بانک ندارید و چرا هیچکس دیگر مثل گذشته صمیمی نیست.آنوقت زندگی به یادتان می آورد که اینها پیامد های همان روز های بی خیالی است.

خلاصه کلام:

هر جا که هستید همان جا نقطه آغاز است,

تلاش بیشتر امروز,سازنده ی فردای متفاوت شماست.

                              « اندرو متیوس »


برچسب ها: امروز مهم است! ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 8 خرداد 1390 05:24 ب.ظ

 

هر روز صبح را با چنان هیجان و اشتیاقی از خواب بیدار شو که گویا سالهاست آنرا تجربه نکرده ای...

پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 12:52 ق.ظنویسنده : شایان حسین زاده

 
« تصور کنید هر روز صبح با هیجان و اشتیاقی از خواب بیدار می شوید که سالها انرا تجربه نکرده اید.

تصور کنید هر روز را به گونه ای می گذرانید که از هر لحظه ان لذت می برید!این همان انتظاریست که اگر هر روز هر هفته هر ماه سال خود را به مفهوم واقعی زندگی کنید می توانید انتظار داشته باشید»

                                                                                                                       (دبی فورد)
.
.
.

راست میگوید!همه ما شاید سالهاست که درگیر تکرارها و تکرارهای زندگی و روزمره گیمان شده ایم!هر روز کار و یا کلاسهای همیشگی و تمام نشدنی,دانشگاه,مدرسه و...!هر روز کار خانه یا خیلی چیزهای دیگر...!

شاید مدتهاست که فکر می کنیم زندگیمان مثل یه لابیرنت شده که ما توش گم شده ایم و همیشه از یه جا عبور می کنیم و باز بر می گردیم سر جای اولمان!!!

اما ای کاش حتی برای یک بار هم شده فکر می کردیم که چطور می توانیم این لابیرنت (هزار تو) را کشف کنیم و از کشفش نهایت لذت را ببریم؟!

ممکن است سالها باشد که زندگیمان به یک خنده ی خفیف ختم میشود!اما آیا تا به حال به این نکته فکر کرده ایم که چطور میشود تا زندگیمان به یک انفجار بزرگ مبدل شود؟!
چند لحظه فکر کنیم...!


شاید از فردا...یا از همین امروز ,ویا در همین لحظه زندگیمون متحول شه و لبریز شه از شادی,عشق,حضور و خنده های نو بر تن سبز زندگی!

پر ازخدا!

 

دوسته خوبم تو همین لحظه یکم بهش فکر کن...!

برچسب ها: عشقی تازه ، هیجانی نو ، حس تازگی ، من وجود دارم و از وجودم روی زمین لذت می برم ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 8 خرداد 1390 05:22 ب.ظ

 

ده نکته برای رسیدن به موفقیت و آرامش درونی

پنجشنبه 25 فروردین 1390 12:18 ق.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

*** ده نکته برای رسیدن به موفقیّت و آرامش درونی: ***


1) خدا ما را به انجام کارهای بزرگ امر نمی کند,تنها کارهای کوچک با عشقی بزرگ.

                                                                  (مادر ترزا)



2)انسان برای کسب شادمانی باید ذهناً به خودش وفادار باشد.

 

                                                                                   (توماس پین)

 

3)یک موسیقیدان باید موسیقی بسازد,یک نقّاش باید نقّاشی بکشد,یک شاعر باید بسراید,اگر او با خود در صلح و آشتی باشد,در حقیقی ترین و والاترین معنای کلمه یک انسان است.

                                                                     (ابراهام مزلو)


 

4)گذشته ی من در اینجا آرمیده است,آن را بوسیدم و کنار گذاشتم.

 

                                                                                    ( اگدن ناش)


 

5)هر کس ممکن است اشتباه کند,امّا تنها یک ابله در خطایش اصرار می ورزد.

 

                                                                                     (سیسرو)



6)زندگی کردن تنها دوراه دارد,یک اینکه تصور کنید که هیچ چیز معجزه نیست,و دیگر آنکه تصور کنید همه چیز معجزه است.

                                                                                     (آلبرت انیشتین)


 

7) محال است که آدمی بتواند بیش از آنچه میسر می انگارد به دست آورد.زیرا آدمی در بند توقعات محدود ذهن نیمه هوشیار خویشتن است.پس باید به انتظارات خود وسعت ببخشد تا در مقیاسی عظیم تر بستاند. ــــ***همه قدرتها به آدمی داده شده تا آسمان را به زمین بیاورد و این است هدف بازی زندگی!!!***


 

8)اگر باور کنید که زندگی ارزش زیستن دارد,باور شما در تحقق این حقیقت یاریتان خواهد کرد.

                                                                                       (ویلیام جیمز)


 

9)به مجرد اینکه به خودتان اعتماد کنید,شیوه زیستن را خواهید آموخت.

 

                                                                     (یوهان ولفگانگ گوته)


 

10)بر روی منیت خود خط بطلان بکشید,تا الوهیت خود را متجلی کنید.

 

زیرا عظمت وجودتان بیش از آن است که می پندارید



برچسب ها: ده نکته برای رسیدن به موفقیت و آرامش درونی ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 25 فروردین 1390 02:09 ق.ظ

 

« مادر »

سه شنبه 16 آذر 1389 05:41 ب.ظنویسنده : صدف علی تبار

 
«روابط خانوادگی در دنیا بسیار پاک و راستین هستند,درست به مانند دوستی حقیقی و واقعی.»

مادر:


در آن هنگام که به این جهان چشم گشودی تو را در آغوش کشید.تو با ناله ها و شیون هایت مانند فلوت از او قدر دانی کردی.

هنگامی که یک سال بیشتر نداشتی به تو غذا می داد و تو را به حمام می برد.از او با گریه های شبانه ات قدردانی کردی.

زمانی که دو ساله بودی او به تو راه رفتن می آموخت و تو با فرار کردن هنگامی که از نگرانی تو را صدا می کرد از او قدردانی کردی.

سه ساله بودی و او تمام وعده های غذایی تو را با عشق آماده می کرد و تو با پرت کردن ظرف غذایت بر روی زمین از او قدردانی کردی.

وقتی چهار سال داشتی تعدادی مداد رنگی برای نقّاشی به تو داد و تو با رنگ کردن میز نهارخوری از او تشکر کردی.

در پنج سالگی تو را برای تعطیلات آماده کرد و لباس پوشانید و تو با افتادن در چاله ای از گل از او قدردانی کردی.

شش ساله بودی که تو را برای رفتن به مدرسه آماده می کرد و تو با فریاد:«من به مدرسه نمی روم» از او تشکر کردی.

در هفت سالگی برایت یک توپ والیبال خرید و تو با پرت کردن آن به طرف پنجره ی همسایه از او تشکر کردی.

هنگامی که هشت ساله بودی به تو یک بستنی داد و تو با ریختن تمام آن بر روی لباسهایت از او تشکر کردی.

در نه سالگی شهریه کلاس موسیقی ات را پرداخت و تو با زحمت تمرین ندادن به خود از او سپاسگزاری کردی.

هنگامی که ده ساله بودی در تمام طول روز رانندگی می کرد و تو را با ماشینش از کلاس فوتبال به ژیمناستیک و پس از آن به تولد دوستت می برد و تو در هنگام پیاده شدن از ماشین,بیرون می پریدی و هرگز به پشت سرت نگاه نمی کردی...


شما خواننده قسمتی از کتاب« قدرت فکر مثبت» از«پراوین ورما» در مورد«راهکارهای طلایی موفقیت نامحدود » بوده اید,برای مشاهده متن کامل « مادر » می توانید به قسمت« صفحات جانبی» وبلاگ مراجعه نمایید و متن کامل را دریافت نمایید


برچسب ها: مادر ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 16 آذر 1389 05:53 ب.ظ

 

زندگی همان چیزی را به تو بر می گرداند که به آن داده ای!

دوشنبه 8 آذر 1389 08:17 ب.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

زندگی انعکاسی از رفتار شماست:

پسربچه ای با پدرش مشغول قدم زدن در کوه بودند.ناگهان پسر افتاد و آسیب دید  و شروع به فریاد زدن کرد:«آه...» در کمال شگفتی,ناله و فریاد خویش را شنید که از جایی از کوه تکرار می شود:«آه...»

با کنجکاوی فریاد زد:«تو چه کسی هستی؟»

و پاسخ شنید:«تو چه کسی هستی؟»

در حالی که از پاسخ عصبانی شده بود,فریاد زد:«نامرد ترسو!»

فوری جواب آمد:«نامرد ترسو»

پس به پدرش نگاه کرد و پرسید:«موضوع چیست؟قضیه از چه قرار است؟»

پدر خندید و گفت:«پسرم,توجه کن!» و سپس به طرف کوه بلند داد زد:«من تو را تحسین می کنم.»

صدا پاسخ داد:«من تو را تحسین می کنم»

یکبار دیگر پدر فریاد زد:«تو یک قهرمان هستی»

صدا جواب داد:«تو یک قهرمان هستی»

پسر متعجب شد,امّا نمی توانست بفهمد.سپس توضیح داد:

«مردم به این انعکاس صدا می گویند,اما این واقعاً زندگی است.آن به تو همان چیزی که می گویی یا انجام میدهی را بر می گرداند.» زندگی ما,انعکاسی از اعمال ماست.اگر عشق بیشتری در دنیا می خواهی,عشق بیشتری در قلبت به وجود بیاور.

اگر قابلیت بیشتری می خواهید,صلاحیت خود را بهبود بخش.

این ارتباط در مورد هر چیزی در تمام جنبه های زندگی صادق است.

زندگی همان چیزی را به تو بر می گرداند که به آن داده ای.

 ای سخنان را شنیدهاید:«هر کس کشته ی خویش را درو می کند»

همین مطلب در مورد ذهن هم صادق است.

«شما همان چیزی هستید که همواره بدان می اندیشید.»در این مورد یک یا دو دقیقه فکر کنید.

شما خواننده قسمتی از کتاب« قدرت فکر مثبت» از«پراوین ورما» در مورد«راهکارهای طلایی موفقیت نامحدود » بوده اید,برای مشاهده متن کامل«زندگی انعکاسی از رفتار شماست »می توانید به قسمت« صفحات جانبی» وبلاگ مراجعه نمایید و متن کامل را دریافت نمایید.


برچسب ها: زندگی انعکاسی از رفتار ماست! ، پراوین ورما ، Praveen Verma ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 آذر 1389 08:58 ب.ظ

 

کلام زیبای خداوند!

چهارشنبه 21 مهر 1389 12:05 ق.ظنویسنده : شبنم پرقوه

 

خدا گوید:

«تو ای زیباتر از خورشید زیبایم,

تو ای والا ترین مهمان دنیایم,

بدان آغوش من هر دم که تو خواهی

به روی ماه تو,با اشتیاقت, باز باز است.

شروع کن!

یک قدم با تو,

تمام گامهای مانده اش با من!

                                      

                                              « شاعر:شبنم پرقوه»


برچسب ها: کلام زیبای خداوند ، خدا گوید شبنم پرقوه ،
آخرین ویرایش: - -

 

همیشه اوج قدرت در لحظه حال است!

جمعه 16 مهر 1389 12:43 ق.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

***«اوج قدرت در لحظه ی «حاضر» است***

«گذشته» و «آینده» سارقان زمان هستند؛

انسان باید گذشته را متبرک کند,

امّا اگر این گذشته,او را در اسارت نگاه می دارد,

آن را به فراموشی بسپارد.

آینده را نیز با این اطمینان که برا ی او شادمانی های بی پایان در آستین دارد باید متبرک گرداند.

امّا کاملاً در حال زندگی کند.

*زندگی در گذشته,شیوه نادرست است و تخطی از قانون معنویت.

*زن لوت به پشت خود نگریسته,ستونی از نمک گردید.

 

***همیشه اوج قدرت در لحظه حال است.***

 

عبارت تأکیدی:

 گذشته گذشته و دیگر هیچ تسلطی بر من ندارد.

  این لحظه برای من سرآغاز رهایی است.

  افکار امروز من سازنده فردای من است.

 

                                          «فلورانس اسکاول شین»


برچسب ها: همیشه اوج قدرت در لحظه حال است! ، فلورانس اسکاول شین ،
آخرین ویرایش: - -

 

کنترل فکر!

چهارشنبه 14 مهر 1389 12:32 ق.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

«کنترل فکر»

همه ما باید بر دروازه ی اندیشه های خود پاسبانی بگماریم.پاسبان دروازه همان هوشیاری برتر است.

پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب           تا درین پرده جز اندیشه ی او نگذارم

                                                                                            «حافظ»

این قدرت به من داده شده که اندیشه های خود را انتخاب کنیم.

 

شادمانی و توفیق شما در زندگی بستگی دارد به پاسبانی که بر دروازه ی اندیشه های خود می گمارید.زیرا این اندیشه ها دیر یا زود,در برون متبلور می شوند و عینیت می یابند.

شاید همیشه نتوانیم اندیشه هایمان را مهار کنیم امّا کلام خود را می توانیم در اختیار بگیریم.تکرار بر ذهن نیمه هشیار اثر می گذارد و آن گاه بر موقعیت تسلط می یابیم.

با بصیرت ثروت,موهبت ثروت به ما عطا می شود و با بصیرت توفیق,موهبت توفیق,زیرا کامیابی و فراوانی,مقام هایی ذهنی اند.

مردمانی که پیوسته از تنگدستی و شکست و محدودیت سخن می گویند همان ها را پیوسته خواهند دروید.

چه بسا از کودکی به شما آموخته اند که زندگی دشوار است و خوشبختی ناپایدار  و دنیا به کسی وفا نمی کند.

 از آنجا که این آرمان در ذهن نیمه هوشیارتان نقش بسته اند,چاره ای نیست جز اینکه در برون نیز جلوه گر شوند.

آنگاه می بینید دنیا دقیقاً همان شکلی را دارد که از کودکی به شما گفته اند.

امّا با وقوف به حقیقت,همه ی این تصاویر را می توان دگرگون ساخت.زیرا به راستی نیز که جز تصاویر نیستند,تصاویری که اگر معتقدات ذهن نیمه هوشیارتان دگرگون شود,آنها نیز دگرگون می شوند.

اندیشه های خود را عوض کنید تا در یک چشم به هم زدن همه ی اوضاع و شرایط تان عوض شود.زیرا جهان شما تبلور آرمان ها و کلا خودتان است.

آدمی همواره در برون همان را می درود که در عالم اندیشه ی خود کاشته است.

دشمنان,

یعنی افکار منفی خودتان:

تردیدها ,ترس ها و واهمه ها!

                                          

                                    «فلورانس اسکاول شین»


برچسب ها: کنترل فکر! ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 14 مهر 1389 12:33 ق.ظ

 

ساده ترین و آسان ترین ها!

سه شنبه 13 مهر 1389 12:47 ق.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

ساده ترین و آسان ترین ها !

آسان ترین راه آشنایی,یک سلام است ولی گرم و صمیمی.

آسان ترین ترین راه قدردانی,یک تشکر ساده است ولی خالص و صمیمانه.

آسان ترین راه عذرخواهی,عدم تکرار اشتباه قبلی است.

آسان ترین راه ابراز عشق,به زبان آوردن آن است.

آسان ترین راه رسیدن به هدف,خط مستقیم است.

آسان ترین راه پول درآوردن آن است که همواره در کارت رعایت انصاف را بکنی.

آسان ترین راه احترام,اجتناب از گزافه گویی و گنده گویی است.

آسان ترین راه جلب محبت آن است که تو نیز متقابلاً عشق بورزی و محبت کنی.

آسان ترین راه مبارزه با مشکلات روبه رو شدن با آن ها است نه فرار.

آسان ترین راه رسیدن به آرامش آن است که سالم و بی غل و غش زندگی کنی.

آسان ترین دوستی همیشه بهترین دوستی نیست,این را به خاطر بسپار.

آسان ترین بحث,بحث درباره چیزهای خوب و امیدوارکننده است.

آسان ترین برد,آن است که خود را از پیش بازنده ندانی.

 ساده ترین راه خوب زیستن,ساده زیستن است.

آسان ترین راه دوری از گناه آن است که همیشه بدانی چیزی به نام وجدان داری.

ساده ترین و در عین حال با ارزش ترین عشق,بی ریا ترین آن است.

آسان ترین راه بودن,آن است که حس بودن همیشه در وجودت شعله ور باشد.

آسان ترین راه راحت بودن آن است که خودت را همان طور که هستی بپذیری و در همه حال خودت باشی.

و بالاخره ساده ترین راه خوشبخت زیستن آن است که همان طور که برای خودت ارزش قایلی برای دیگران نیز ارزش قایل شوی بدون توجه به موقعیت طرف مقابل.

حالا کمی مکث کنید و ببینید به همین راحتی می توانید آسان و ساده روزگار را به خوشی سپری کنید.

 

 


برچسب ها: ساده ترین و آسان ترین ها! ،
آخرین ویرایش: - -

 

عشق,نجات بخش بزرگ!

سه شنبه 6 مهر 1389 01:34 ق.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

«عشق,نجات بخش بزرگ»

آن را بفهمید و با دیگران تقسیم کنید که البته می تواند هدف شما در زندگی باشد.از این غرور مقدس لذت ببرید,از اینکه می توانید زندگی بخش,حافظ زندگی ,احیا کننده ی زندگی و رهایی بخش باشید نیز لذت ببرید.

این هدف سوالات مهم را مطرح می سازد.

چگونه به دیگران زندگی بدهیم؟

به آنان عشق بورزید!«به خداوند عشق بورزید و همچنین همسایه ی خود»می توانیم زندگی را درون مردم بیدار ساخته یا به آنان زندگی بدهیم.باور کنید این کار عزت نفس را در شما و دیگران می سازد و امید متولد می شود.

بنابر این ما به دنبال بهترین مردم و باور آنان هستیم.به همین دلیل به آنان احترام می گذاریم,زیرا مردم تصور خلق شده ی خداوند هستند.باور داریم که در هر کس خوبی های وجود دارد,آن را باور کنیم و هرگز قدرت رستگاری و نجات را با قدرت بدی و پلیدی جایگزین نسازیم.

ممکن است این سوال برایمان پیش آید,که آیا این آزادی را دارم که هر کاری دوست دارم با زندگی ام انجام دهم؟

واقعاً نه.آزادی ما بایستی متوجه حساسیت های جامعه ای که در آن زندگی می کنیم باشد.

 

                                                      «رابرت شولر»


برچسب ها: عشق نجات بخش بزرگ! ،
آخرین ویرایش: - -

 

اگر به خودتان اعتقاد داشته باشید دیگران نیز به شما اعتقاد خواهند داشت.

سه شنبه 6 مهر 1389 01:32 ق.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

خود را موفق ببینید

 

پسر بچه ای را می شناختم که در شهرستانی کوچک و محروم به دنیا آمده بود و همان جا زندگی می کرد.منتها همیشه از احساس موفقیت و این اعتقاد راسخ که وقتی بزرگ شود هنرمندی بزرگ خواهد شد سرشار بود.احدی قادر نبود دلسردش کند.زیرا وجودش یکپارچه خود موفقیت شده بود و جز موفقیت,فکر دیگری نداشت.از هستی اش نور موفقیت ساطع می شد.

هنوز نوجوانی بیش نبود که شهرستان کوچک را ترک کرد و به شهری بزرگ رفت و بدون هیچ آمادگی قبلی,به عنوان «هنرمند» برای امرار معاش خود در روزنامه ای کار پیدا کرد.

حتی این فکر که ممکن است خواسته اش محال باشد به ذهنش نیز خطور نکرد.

ضمناض به هنرستانی رفت و یک شب پرتویی تابناک شد.با اینکه هرگز تحصیلات آکادمیک نکرده بود,امّا هر چه را که یک بار می دیدبه خاطر می آورد.

چند سالی نگذشت که به شهری بزرگتر رفت و هنرمندی نامدار شد.

این موفقیت از آن رو به سراغش آمد که همواره موفقیت را می دید.

«همه امور خطیر به دست کسانی انجام پذیرفته که از آرمان های بزرگ خود دست نکشیده اند.»

همه آرمان های بزرگ گاهی با مخالفت مواجه می شوند.

هر پیشرفتی حاصل آرزوست.

امروز علم دارد به نیروی آرزوی «لامارک»(زست شناس فرانسوی) باز می گردد.

لامارکمدعی است که پرندگان به این دلیل پرواز نمی کنند بال دارند,بلکه از آن رو بال دارند که آرزومند پرواز بودند.یهنی پرواز حاصل فشار «نیروی آرزو»است.

***رویا یعنی اینکه به وضوح ببینید به کجا دارید می روید.یعنی چشم تان را به هدف بدوزید.***

 

 همه کسانی که به کارهای بزرگ دست زده اند و در اموری عظیم توفیق یافته اند همین کار  را کرده اند.

 

تا حد امکان هر چه کمتر درباره ی کار های خود صحبت کنید.آن هم تنها با کسانی که به شما دلگرمی و الهام می بخشند.چون دنیا پر از آدم هایی است که «نفوس بد» میزنند.مردمی که تنها بلدند بگویند:«اینکه محال است!» یا «واقعاً که تو زیادی بلند پروازی!»

 

*** به محض اینکه این نظام اعجاب آور را که ذات کل برای آدمی مهیا کرده بشناسیم,ترس برای ابد از دل ما رخت برخواهد بست. ***

 

هر دستگاهی برای اینکه خوب کار کند باید روغن کاری شود

«ایمان فعال» و «امید» و «انتظار» ,دستگاه طلبیدن و ستاندن را منظم و مرتب نگاه می دارد.

 

روزگاری می پنداشتند حکیمانه ترین کلامیکه یک انسان می تواند بگوید این است:«فقط به چیزی ایمان می آورم که با چشم خود ببینم.»

علت این بود که در دنیای برون می زیستیم و تنها ظاهر امور را می دیدیم و می اندیشیدیم که «همه چیز تصادفی پیش می آید.»

بی خبر از اینکه در پس هر معلول علتی است و این ما هستیم که موتور دستگاهی را روشن می کنیم که خیر یا شر را بر سر راهمان قرار می دهد.

              بیایید به این قدرت غیبی الهی توکل کنید.

                    و برای هیچ چیز اندیشه مکنید.

                     

                          «فلورانس اسکاول شین»


برچسب ها: خود را موفق ببینید! ،
آخرین ویرایش: جمعه 30 مهر 1389 11:57 ب.ظ

 

زائران عشق!

سه شنبه 6 مهر 1389 01:31 ق.ظنویسنده : الهام نوروزپور

 

«زائران عشق»

(از متون ودانتای هند)

(مترجم:گیتی خوشدل)

*به طنین صدای سکوت که در دلتان,و در قلب کائنات می تپد,گوش بسپارید.

*همواره قانون علت و معلول را به خاطر آورید.

*کردارتان چرخ تقدیرتان را به کار می اندازد.

*هرگونه تلخی را به آتش مقدس عشق در افکنید,تا از تماشای زیبایی خود به وجد آیید.

*همواره در ایمان خود استوار باشید؛همچون ماه و خورشید که به آسمان وفادارند.

*ثروت راستین شما منش نیکو,رفتار نیک,و معرفتی است که از خدا دارید.

*هر چه بیشتر بیانگر ویژگی های الهی حقیقت و درستکاری و آرامش و عشق باشید,بهجت بیشتری خواهید داشت,تا کامروا گردید و کامروا گردانید.

*بر روی منیّت خود خط بطلان بکشید,تا الوهیت خود را متجلی کنید.زیرا عظمت وجودتان بیش از آن است که می پندارید.

*آرامش خاطر بسیار ارزشمند تر از آسایش تن است,پس برای اینگونه آرامش دعا کنید؛و نه فقط برای خودتان,بلکه برای تمام جهان.

*تجلی خدایید. پس اندیشه هایتان را از اقتدار و جلال کبریایی و لایتناهی سرشار سازید.


برچسب ها: زائران عشق! ،
آخرین ویرایش: - -

 

شهود نیرویی است معنوی و بس فراتر از ذهن استدلالی.و هر آنچه آرزومند یا نیازمندید در راه «شهود» یافت می شود.

دوشنبه 5 مهر 1389 01:18 ق.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

« بر سر چند راهی,کدامین را برگزینم؟! »

یکی از شاگردانم به نام «آدا» از خیابانی پایین می رفت و دودل بود که آیا به چجای که در نظر داشت برود یا نه؟رهنمودی مشخص طلبید.

دو زن داشتند جلوی او راه می رفتند.ناگهان یکی از آنها برگشت و به دیگری گفت:«راستی آدا چرا تو آنجا نمی روی؟»

نام آن زن هم «آدا»بود!.شاگردم آن را به عنوان رهنمودی مشخص پذیرفت و به جایی که در نر داشت رفت و نتیجه ی کار هم عالی بود.

 

(( Prayer is telephoning to god and intuition is God telephoning to you.))

« دعا تلفن شما است به خدا و شهود تلفن خداست به شما.»

 

فرض کنیم بر سر چند راهی قرار گرفته اید و هم اکنون باید تصمیم بگیرید.رهنمودی مشخص و خطا ناپذیر بطلبید.مطمئن باشید که هدایت خواهید شد.

*کامیابی تنها با قوی و بسیار دلیر بودن در پیروی از قانون مهنویت میسر است.

 

بگذارید خدا هر وضعیتی را سر و سامان ببخشد.چون وقتی سعی می کنید خود به اوضاع سرو سامان ببخشید,همه ی کاسه کوزه ها را به هم میریزید.

در کلاس های «پرسش و پاسخ» از من می پرسند:« مثلاً چه باید بکنیم تا خدا وضعیت ما را سر و سامان ببخشد؟ وقتی می گویید لازم نیست خودمتن به وضعیتمان سرو سامان بدهیم منظورتان چیست؟»

پاسخ می دهم: « شما می خواهید با عقل مسئله را حل کنید.عقل هم می گوید:« الان که اوضاع و شرایط نامساعد است,وارد معامله املاک نشو تا پاییز دست نگه دار!»

حال آنکه

 در قانون معنویت,تنها حال وجود دارد و بس.

 

*شهود یعنی گواهی دل,یعنی همان که ضمن صحبت می گوییم:«به دلم افتاد!»

هشیاری برتر عرصه ی آرمان هایی است در منتها ی کمال.نابغه ی بزرگ,اندیشه های خود را در این عرصه می ستاند.

*طریق خود را به خداوند بسپار و بر وی توکل کن که آن را انجام خواهد داد.

*راههای خدا خردمندانه و چاره های او حکیمانه.

 

عبارت تأکیدی:

                   « خداوند پیشاپیش من گام بر می دارد. »

 

*دید روشن بِسان انسانی است که قطب نما همراه دارد و می داند به کجا می رود.باشد که شهود قطب نمای شما باشد.زیرا همواره شما را از دل جنگل خواهد رهانید.

حتی انسانی بی قطب نما که شهود هدایتگرش باشد راه خود را در جنگل خواه یافت.حتی خواهد توانست در دریا کشتی براند.

*براستی حیرات انگیز است که چطور مردم مهم ترین توانایی خود,یعنی «شهود» را نادیده انگاشته اند.همواره پیام یا رهنمود آدمی بر سر راه او قرار دارد.هر چند اکثراً بی اهمیت و احمقانه به نظر می رسند.البته اگر کسی کاملاًدر عرصه عقل قرار داشته باشد بی درنگ آنها را از کف می دهد.امّا شاگرد «حقسقت»گوشی مهنوی دارد که بی درنگ پیام های معنوی را می گیرد و می داند که فرمان هایش را از «لایتناهی»می ستاند.

 

عبارت تأکیدی:

« در رسیدگی به مسائل روزمره ام از الهامات قلبی خود پیروی می کنم.من به گواهی دل اعتماد کامل دارم.زیرا همیشه حامی منافع من است. من به لطف خداوند در امان هستم. »

            

                        « فلورانس اسکاول شین »


آخرین ویرایش: - -

 

جملات الهام بخش!

دوشنبه 5 مهر 1389 01:14 ق.ظنویسنده : صدف علی تبار

 

«جملات الهام بخش»

 

*در قلب خود بنویسید که:امروز بهترین روز سال است*.
                                                            «امرسون»

*موفقیت تنها یک چیز است.اینکه زندگی را به دلخواه خود بگذرانید*.
                                                        «کریستوفر مورلی»

*آدمی ساخته افکار خویش است.

فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشیده است*.
                                                                  «مترلینگ»

*سعی نکنید موجودی کامل باشید.فقط نمونه ای عالی از انسان باشید*.
                                                                   «رابینز»

*گاهی سکوت بیش از تمام حرف ها مقصود را بیان میکند*.
                                                                 «منتسکی»
*به هیچ دسته کلیدی اعتماد نکن بلکه کلیدسازی را فرا بگیر*.
                                                             «جان گریندر»
*وجدان,خدای حاضر در انسان است*.
                                                             «ویکتورهوگو»

* اگر میخواهید نگرش ها را تغییر دهید.کارتان را با تغییر دادن یک رفتار شروع کنید*.
                                                            «ویلیام گلاسر»

*آدم.تنها مخلوقی است که نمیخواهد همان باشد که هست*.
                                                                «آلبر کامو»

*جهان هرکس به اندازه وسعت فکر اوست*.
                                                                  «ادیسون»


برچسب ها: جملات الهام بخش! ،
آخرین ویرایش: - -

 

تنها خواهان آن چیزی باشید که او می خواهد!

یکشنبه 28 شهریور 1389 11:05 ب.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

«سپردن»

اگر به راستی می خواهیم که خیر و صلاح مان پیش آید باید مقاومت را کنار بگذاریم و متوازن و متعادل و آرام باشیم.

باید به یاد نگاه داریم که خدا بخشاینده است و ما ستاننده.

باید به یاد داشته باشیم که خدا چاره ساز و وسیله ساز است و خود بهتر می داند که از چه راههایی هدایایش را به ما برساند.آنگاه در می یابیم که «درست دعا کردن»خود هنری است.

باید مشتاقانه خود و خواسته ی خود را به دست خدا بسپریم تا هرگونه که خود می خواهد و از راهی که خود صلاح می داند آرزویمان را بر آورد.

به محض اینکه مراد دل را با خرد لایتناهی در میان می گذارید او راه انجام را می داند؛

منتها باید از سر راه او کنار بروید تا بتواند کار کند.

امّا اگر برای او تکلیف تعیین کنید.که چه بکند و چه نکند,آنگاه راه چاره ی الهی را مسدود می کنید.

تازه بعد هم می گویید:«نمی دانم چرا دعاهایم هیچگاه برآورده نمی شود؟».

ما باید شیوه ی «آرزوی صمیمانه»را که همان«دعای خالصانه» است را بیاموزیم.

وقتی از ته دل می گوییم:«اگر خواسته ام خواست خدا باشد بی تردید انجام می پذیرد,اگر نه, همسنگ و معادل آن را به من خواهد داد.»از هرگونه اضطراب رها می شویم.

مبادا هرگز چیزی را به زور از خدا بخواهید؛

تنها خواهان آن چیزی باشید که او می خواهد.

 

                             «فلورانس اسکاول شین»


آخرین ویرایش: - -

 

گفتگوی عاشقانه!

شنبه 27 شهریور 1389 12:29 ق.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

                          خدایا,

      ابر سفید و کوچکی را رقصان با نسیم می بینم.

                    خدایا,تو موج باش.

                   من برگ خواهم شد.

                      خدایا,تو باد باش.

                      من پر خواهم شد.

                     خدایا,تو نسیم باش.

من نیز همچون آن ابر کوچک و سفید خواهم شد.

                         

                                       «رابرت شولر»


برچسب ها: گفتگوی عاشقانه! ،
آخرین ویرایش: - -

 

زندگی را احیا کنید,لذت و نشاط را تقسیم کنید!

جمعه 26 شهریور 1389 12:15 ق.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

                  زندگی را احیا کنید,

            لذت و شادی را تقسیم کنید!

این حس زمانی که گفتگوی خصوصی با مادر ترزا داشتم بیشتر در من تقویت شد.کمی از دست نوشته های مصاحبه ام با او را برایتان می خوانم:

  شولر:من فردی شاد و خوشحال هستم,چون خداوند در درون من است.امّا وقتی که با شما صحبت می کنم از این که لبخند بر لب دارم,احساس گناه می کنم.

 مادر ترزا:لبخند بزن,لبخند بزن,چرا که لبخند نقطه شروع صلح و آرامش است.

شولر: چگونه می توانی لبخند بزنی وقتی شاهد رنج کشیدن,فقر,مرگ و مردن افراد بوده ای؟

مادر ترزا: همه مردم نیاز به نشاط دارند و این بهترین دارو برایشان است.وقتی وارد غم و غصه و درد و رنج آنان می شوی و تلاش می کنی آنان را شادگردانی,عشق و زندگی جدیدی را به آنان می دهی.

تفکر مثبت,زندگی را احیا می کند و تفکر منفی,ابتدا ایمان,سپس امید,عشق و لذت را نابود می سازد.

علم نیز این نیروی احساسی مثبت را که زندگی بخش است,تأیید می کند.حس منفی کشنده است.

با تفکر مثبت می توانید یک شخصیت توانمند در حفظ زندگی داشته باشید.این راز بزرگ مادر ترزا است که آن را کشف کرده است.اجازه دهید تا به ادامه مصاحبه با او بپردازیم:

شولر: مادر ترزا همه,شما را به عنوان یک بانوی مقدس می شناسند,آیا تا به حال دچار وسوسه گناه شده اید؟

مادر ترزا: البته,به همین دلیل,گاهی من نیز نیاز به اعتراف داشتم.

شولر: آیا تا به حال ترسیده اید؟

مادر ترزا:ترس؟نه.چون به بخشش بزرگ خداوند آگاهم.

شولر:آیا نگران شده اید؟

                                  

مادر ترزا:نگران نشدم,چون او اینجاست که مرا دوست بدارد.ایمان دارم که او مرا دوست می دارد.

شولر:گریه کرده اید؟

مادر ترزا:تازگی ها نه.اما زمانی که میبینم مادر و بچه ای رنج می کشند,آن وقت نمی توانم جلوی خودم را بگیرم و می گریم.

شولر:زیاد می خندید؟

مادر ترزا: خیلی زیاد.

شولر:حس خوب و لذت بخشی دارید؟

مادر ترزا:بله,خدا را شکر.

شولر:کجا دفن خواهید شد؟

مادر ترزا:نمی دانم,هر کجا اتفاق بیفتد و هر وقت مسیح به دنبالم بیاید.

شولر:عالی است.آیا برای چیزی افسوس می خوری؟

مادر ترزا: هیچ چیز,اگه مجبور باشم که دو باره زندگی کنم,همین کارها را دوباره انجام خواهم داد.

شولر:هدف شما,گام برداشتن در جهت خواست خداوند است؟

مادر ترزا:بله,و برای خدا زندگی کردن.

درست است مادر ترزا زندگی می کند,لبخند می زند,می خندد و لذت و شادی را اشاعه می دهد,در سن هفتاد و هشت سالگی سرحال و پر انرژی گام برمی دارد,او پر از زندگی است.

                     

                                       «رابرت شولر»


برچسب ها: زندگی را احیا کنید! ،
آخرین ویرایش: - -

 

نشان نخست بلاهت

پنجشنبه 25 شهریور 1389 01:17 ق.ظنویسنده : صدف علی تبار

 

«نشان نخست بلاهت»

(گزیده کلمات قصار,حسین یعقوبی)

*هر انسانی سه شخصیت دارد:1)شخصیتی که نشان می دهد

                                          2)شخصیتی که واقعاً دارد

                                          3)و شخصیتی که خیال می کند دارد.

                                                               «آلفونس کن»

*به خاطر داشته باش,امروز همان فردایی است که دیروز نگرانش بودی.

                                                          «دیل کارنگی»

 

*تو ارباب سخنانی هستی که هنوز نگفته ای اما حرف هایی که زده ای ارباب تو هستند.

                                                    «ضرب المثل عربی»

*سخت ترین درسی که باید در زندگی فرابگیریم دانستن این است که هنگام حرکت در مسیر,کدام پل برای عبور است و کدام یک برای سوزاندن.

                                                                             «دیوید راسل»

*از چشم راهی به قلب وجود دارد که ذهن از وجود آن بی اطلاع است.

                                                         «جی.کی.چسترتن»

 

*هرکسی آنچه را که دلش می خواهد,می گوید,آنچه را که دلش نمی خواهد,می شنود.

                                                    «ضرب المثل ترکی»

*شما تنها زمانی موانع را می بینید,که چشم از هدف برداشته اید.

                                                   «جوزوف کاسمن»

*معصوم,شخصی است که پاسخگوی هیچ احدی نیست.

                                                     «آلبر کامو»

*عامه ی مردم همیشه برای چیزهایی که نمی فهمند احترام خاصی قائل هستند.

                                                      «سزار لامبروسو»

*به نظر من حتماً دلیلی وجود داشته که خداوند تشخیص داده گوش های انسان باید همیشه باز باشد و دهانش بسته.

                                                         «مینی پول»


برچسب ها: نشان نخست بلاهت ،
آخرین ویرایش: - -

 

از قبل روز خودت را خلق کن!

دوشنبه 22 شهریور 1389 11:24 ب.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

از قبل روز خودت را خلق کن!

تو با استفاده از قانون جذب می توانی از قبل زندگی ات را خلق کنی و مطابق آن پیش بری.پرنتیس ملفورد,تعلیم دهنده ای که در نوشته هایش دیدگاه های زیادی را در مور قانون جذب و چگونگی استفاده از آن با مردم در میان می گذارد,ثابت می کند که فکر کردن از پیش در مورد روز خودت چقدر مهم است.

وقتی تو پیش خود می گویی"دیداری خوشایند و یا سفری لذت بخش در پیش خواهی داشت".در واقع نیروها و عوامل را جلوتر از جسم خود می فرستی تا ترتیب دیدار یا سفری خوشایند را برایت بدهد.وقتی هم قبل از دیدار,سفر یا خریدی در خلق و خوی بد باشی یا از چیزی ناخوشایند ترس و وحشت داشته باشی,نیرو های نامرئی را جلوتر از خودت می فرستی که باعث نوعی ناخوشایندی می شود.

افکار ما,یا به عبارت دیگر حالت ذهنی ما,همیشه مشغول به کار است و جلو جلو در حال راست و ریس کردن موضوعات خوب یا بد برای ما است.

                                               «پرنتیس ملفورد»


برچسب ها: از قبل روز خودت را خلق کن! ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 22 شهریور 1389 11:23 ب.ظ

 

7 نکته برای نزدیکی به حکمت خداوندی!

جمعه 19 شهریور 1389 11:55 ب.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

 هفت نکته که تو را به حکمت واراده ی خداوند نزدیک تر می کند:

ای عزیز دل خداوند!

1) خدا تو را بدقت زیر نظر دارد,و هرکاری را که انجام می دهی می سنجد.

پس ای عزیز من ((حکمت را خواهر خود بدان و بصیرت را دوست خود.))

2)مواظب افکارت باش زیرا که زندگی انسان از افکارش شکل می گیرد.

3)دروغ و ناراستی را از دهان خود دور کن.

4)چشمان خود را به هدف بیاندوز و به اطراف توجه نکن.

5)مواظب راهی را که در آن قدم می گذاری باش.همیشه در راه راست گام بردار تا در امان باشی.

6)از راه راست منحرف نشو و خود را از بدی دور نگه دار.

7)راه درستکاران را پیش بگیر زیرا راه درستکاران,مانند سپیده ی صبح است, که رفته رفته روشنتر می شود؛تا سرانجام به روشنایی کامل روز تبدیل می گردد.
برچسب ها: حکمت خداوندی! ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 آذر 1389 12:28 ق.ظ

 

گنج حقیقی زندگی چیست؟

جمعه 19 شهریور 1389 11:48 ب.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

گنج حقیقی زندگی چیست؟

نه ثروت,نه دارایی,نه لذت,نه اقتدار,و نه شهرت گنج حقیقی,«ثروت روح»است.

آیا تا به حال,سر روحتان درد گرفته و پای روحتان شکسته است؟آیا آسیب های روحی و صدمات آن,خرج روی دستتان گذاشته است؟

وقتی ازسقف روح,قطرات«نومیدی»چکه می کند,وقتی دیوار روح,از فرط کهنگی و فرسودگی ترک می خورد,وقتی به داخل خانه جان«رطوبت تیرگی»نشست می کند,کدام معمار را خبر می کنید؟اصلاً دل و جانتان را چند وقت یکبار به دست تعمیر و مرمت کاری می سپارید؟

در فهرست مخارج روزانه و ماهیانه,در کنار پولی که خرج شکم,لباس,ظروف,پذیرایی,کادو,بهداشت,لوازم خانه,تحصیل و... می کنید,مخارج«سلامت روح»و صحت فکرتان چقدر است؟

«مشورت»یکی از بیمه کننده های اندیشه,از خطا رفتن است.

«محبت»یکی از کلیدهای جلب دوستی و ایجاد تفاهم است.

«نیایش» یکی از ویتامین های ضروری برای روح است.

«مطالعه» فکر را می آراید و جان را سیراب می کند.

چه اندازه«وقت»,«حوصله»,«پول»,«اراده»و تحمل خرج این نیازهای روحتان می کنید؟

اگر قبول دارید که افسردگی روحی,یأس و دل مردگی,نوعی بیماری است,اگر از احساس کمبود شخصیت رنج می برید,اگر گرفتار عقده حقارت و خود کمبینی هستید,اگر شک,دودلی و نداشتن اراده برای تصمیم گیری,آزارتان می دهد,اگر از احساس پوچی گریزانید,اگر می خواهید غنای روحی داشته باشید,اگر استقلال رای را دوست دارید و...

اینها همه اش خرج دارد.آیا حاضرید خرج آنها را به عهده بگیرید و وقت ومایه و سزمایه بگذارید؟

یکی از درمان های این بیماری ها کنترل خواسته هاست.گفتنش آسان,امّا در عمل دشوار است,می بینید که خرج آن,پولی نیست,بلکه از جنس همان روح است,یعنی اراده,انتخاب,صبر,تشخیص,غلبه بر هوای نفس و مهار زدن بر امیال و آرزوها...

کجا ها باید ترمز کرد و کجاها باید سرعت گرفت؟

 

سلامت روح

پیچ های خطرناک جاده زندگی کجاست؟

لغزندگی های مسیر اندیشه ها و روحیه ها از کجا سرچشمه می گیرد؟

رسیدن به پوچی و بی هدفی در زندگانی,ریشه در چه دارد؟

کسانی به کامیابی در این وادی ها دست یافته اند که به خواستهای سیری ناپذیر و اشباع نشدنی دل جواب سربالا داده باشند,یک«نه»درمان خیلی از آفت های روحی است.

باید دید عنان روح من و تو دست کیست؟

خودمان می رویم یا می برندمان؟

انتخاب می کنیم,یا بر ما تحمیل می کنند؟

پس باید خودمان باشیم و درست فکر کنیم و اندیشه هایمان را پاک کنیم...

سخت است امّا می ارزد...


برچسب ها: گنج حقیقی زندگی! ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 آذر 1389 12:28 ق.ظ

 

هنر یک زندگی زیبا,در اقتدار و شجاعت!

سه شنبه 16 شهریور 1389 05:29 ب.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

هنر  یک زندگی زیبا,در اقتدار و شجاعت:

زندگی کار آدم های با شهامت است.اولین اصلی که در زندگی باید فراگرفت,جرأت و شجاعت است.با وجود همه ترس ها و دلهره ها,آدم باید به زندگی بپردازد.حالا چرا شهامت برای برای زندگی کردن لازم است؟

برای اینکه زندگی,فی نفسه نا امن و بی ثبات است.اگر همیشه نگران و امنیت و آسایش خاطر باشی,در حقیقت خود را در زندانی که با دستان خودت برای خویش ساخته ای محبوس می کنی.چنین مکانی شاید امن باشد,ولی قطعاًزنده نیست.در آن از ماحراجویی و سزمستی خبری نیست.زندگی عبارت است از اکتشافات,سفر به وادی ناشناخته ها,دست پیش بردن به سوی ستاره ها!

شجاع باش و همه چیز را پیش پای زندگی قربانی کن؛چرا که هیچ چیز از زندگی با ارزش تر نیست.

آنهایی که می خواهند طعم واقعی زندگی رابچشند,بایستی دل به دریا بزنن,بایستی قدم به وادی ناشناخته ها بگذارند.

بنیادی ترین درسی که بایستی در این راه فراگرفت,این است:خانه ای وجود ندارد,زندگی همچون زیارت است؛بدون آغاز,بدون پایان.البته جاهایی هستند که می توانی استراحت کنی,ولی آنها تنها به مثابه ی استراحتگاه های شبانه هستند و صبح که سر زد,

باید که مجدداً به راه افتی.زندگی جنبشی است مستمر,هیچ گاه به پایان نمی رسد؛زندگی جاودان است.شروع و پایان,ویژگی مرگ است.

ولی تو مرگ نیستی؛ تو زندگی هستی.

                                           (اوشو راجنیش)


برچسب ها: هنر یک زندگی زیبا! ،
آخرین ویرایش: - -

 

بر وقف ایمانت تو را اعطا شود!

شنبه 13 شهریور 1389 12:15 ق.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

قدرت باور:

مردی,شبی را در خانه ای روستایی می گذراند و پنجره های اتاق باز نمی شد.نیمه شب احساس خفقان کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت.

نمی توانست آن را باز کند.با مشت به شیشه کوبید و هجوم هوای تازه را احساس کرد و سراسر شب راحت خوابید.

صبح روز بعد,فهمید که شیسه ی کتابخانه ای را شکسته است! و همه ی شب, پنجره بسته بود!.

او تنها با فکر «اکسیژن»,اکسیژن لازم را به خود رسانده بود.

                     

                                         « فلورانس اسکاول شین »


برچسب ها: قدرت باور! ،
آخرین ویرایش: شنبه 13 شهریور 1389 12:18 ق.ظ

 

خیر وبرکت را بخواه!

پنجشنبه 11 شهریور 1389 11:43 ب.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

خیر و برکت را بخواه!

برای هر چیزی در جهان هستی,خیر و برکت را بخواه,

تا منفی گرایی و ناسازگاری در عالم هستی را از بین ببری,

و خودت را با بالاترین بسامد عالم,که عشق است,هم تراز کنی!


برچسب ها: خیر و برکت را بخواه! ،
آخرین ویرایش: - -

 

زندگی در لحظه حال!

چهارشنبه 10 شهریور 1389 12:48 ق.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

 زندگی در لحظه حال:

اگر می خواهید از ارتباط خوب,سالم و سازنده ای با دیگران برخوردار باشید,باید در لحظه حال زندگی کنید.ما نمی توانیم بگوییم در گذشته,در دیروز شاد می شویم,«دیروز»همان دیروز متعلق به حال بود و امروز دیگر«دیروز»متعلق به گذشته است.فرصت های مناسب فقط متعلق به لحظه حال است.کاری که ما می کنیم خلق فرصت نیست,بلکه کشف فرصت است,یعنی تشخیص مناسب بودن یک فرصت.


برچسب ها: زندگی در لحظه حال! ،
آخرین ویرایش: - -

 

(( هر جا که نام زیبای خداوند تجلیل شود و به آواز در آید,بیش از همیشه,او آنجاست.))

دوشنبه 8 شهریور 1389 11:48 ب.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

 خدا کجاست؟

اگرچه خدا همه جا هست

 و هیچ جا از حضور او خالی نیست,

هر جا که نام زیبایش تجلیل شود و به آواز در آید,

بیش از همیشه,او آنجاست!


برچسب ها: خدا کجاست؟ ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 آذر 1389 12:29 ق.ظ

 

دنیا از آن من است!

جمعه 5 شهریور 1389 01:02 ق.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

دنیا از آن من است!

امروز هنگام برگشت به خانه,در اتوبوس زنی بسیار زیبا و دوست داشتنی را دیدم با موهایی طلایی و با لبخندی بسیار زیبا.به او رشک بردم. چقدر شاد به نظر می رسید,گویی هیچ غصه ای در دل ندارد.آه,ای کاش من مانند او زیبا و دوست داشتنی بودم.

دنیا از آن او بود.

ناگهان برای پیاده شدن برخواست.خدای من,عصایی در دست گرفت,او فقط یک پا داشت,اما همچنان آن لبخند زیبا بر لب او بود.

خدایا مرا ببخش,من دو پای سالم دارم.

در راه برای خرید شیرینی توقف کردم.مرد جوانی که شیرینی ها را در قفسه جابجا می کرد و پشتش به من بود,به محض اینکه من وارد مغازه شدم,با من سلام احوال پرسی گرمی کرد.جوانی بسیار سالم و قوی به نظر می رسید و در صدایش خوشحالی موج می زد.چقدر مهربان و مودب بود و چقدر شاد به نظر می رسید.گویی هیچ غصه ای در دل نداشت.

ای کاش من هم مانند او قوی و شاد بودم.

دنیا از آن او بود.

ناگهان برگشت,خدای من! او نابینا بود؛امّا همچنان لبخندی بر لب داشت.

خدایا مرا ببخش من دو چشم سالم دارم.

هنگام رد شدن از خیابان کودکی را دیدم.ایستاده بود و بچه های دیگر را که بازی می کردند,نگاه می کرد.چشمهای آبی زیبایی داشت و با تمامی وجودش می خندید.گویی هیچ غصه و نگرانی در دل ندارد.ای کاش من مانند او شاد و بدون نگرانی بودم.

دنیا از آن او بود.

لحظه ای کنارش ایستادم,به او گفتم,چرا نمیری خودت هم بازی کنی؟

او فقط نگاهم کرد.اوه خدای من,او نمی توانست بشنود.امّا همچنان می خندید.

خدایا مرا ببخش من دو گوش سالم دارم.

 

      با دو پای سالم که مرا به هرجا که بخواهم می برد,

         با چشمانی که می توانم طلوع خورشید را ببینم,

      با گوشهایی که می توانم آنچه را که باید , بشنوم,

                           خدایا مرا ببخش

               دنیا از آن من است!


برچسب ها: دنیا از آن من است! ،
آخرین ویرایش: - -

 

بیاموزیم که از زندگی لذت ببریم!

سه شنبه 2 شهریور 1389 11:32 ب.ظنویسنده : شیدا خزائی

 

*******بیاموزیم که از زندگی لذت ببریم*******

 

تمامی روابط آیینه هایی هستند که خودمان را به ما نشان می دهند و تمامی مردم آموزگارانمان به شمار می آیند,دنیا هیچ چیزی نیست جز مدرسه عشق و تمامی روابطمان با همسر ,فرزند,پدر,مادر,بستگان,آشنایان و دوستان همگی دانشگاهی است که باید در آن معنای واقعی عشق,ایثار و از خود گذشتگی را بیاموزیم در نهایت هدف تمامی روابط این است که به ما کمک میکنند,انسانی کامل تر و مهربان تر باشیم.

* انسان های دورو,صداقت را به ما می آموزند.

* انسان های لجباز,انعطاف پذیری را به ما می آموزند.

* انسان های ترسو,جرأت و شهامت را به ما می آموزند.

* انسان های بی احساس,عشق بی قید و شرط زا به ما می آموزند.

* انسان های تحقیر گر,عزت نفس را به ما می آموزند.

* انسان های عصبانی مزاج,آرامش و خونسردی را به ما می آموزند.

و در نهایت ما از نشیب ها به فراز ها می رسیم و از زشتی ها به خوبی ها پی می بریم ومی فهمیم که اگر ضد ها نبودند ما به درک و فهم چیزی نمی رسیدیم...

پس می توان تضاد را دوست داشت و پذیرفت, چرا که باعث ارتقای کمالات انسانی ما و جهان می شوند.

                                     ***

و رابطه ما میان ما هرچه قدر که طول بکشد,یک ماه و یا چند سال!

همواره به یاد داشته باشیم,آن شخص به این دلیل سر راهمان قرار گرفته که چیزهایی را در مورد خودمان در آیینه گفتار و اعمال او بیاموزیم!


برچسب ها: بیایید تا از زندگی لذت ببریم! ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 2 شهریور 1389 11:36 ب.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 2 ) 1 2